ساعاتی چند در خرابات (قسمت دوم)
باری.....
سیستم آموزشی خرابات مشتمل بر چند کلاس مسلسل است.بدین روی 8.5_10 10_11.5 11.5_1 2_3.5 و قص علی هذه
فی المثل یکی از کلاس ها را تشریح می نمایم تا شاید فرجی شود خوانندگان را
کلاس فیزیک 2
لازم به ذکر است فیزیک علمی است استوار بر باید ها و نباید ها یی از همه چیز (به عبارتی ته همه چیز) نه همه چیز که چیزهای خوب.
بعد از خروج از سلف سرویس (نهراسید حرف نا مربوطی نیست و آن یعنی غذا خور خانه) که خود قصه و چه بسا افسانه ای است هزار و دو شب با کسر یک!وارد اندرونی خرابات می شویم و دخمه 102 و استاد............
استاد فردی است با عجایب و کرامات بسیار. هفت شهر جهان را(از جمله فرنگ)در چشم به هم زدنی پیموده و بی صبرانه منتظر شهر هشتم است.
از اهالی ترکستان می نماید.پارسی را به کل عوض نموده و خویشتن خویش را زبانی ساخته که تنها خود به آن پارسی گوید.
چونان پر لهجه است که گاه از کلاس بانگ بر می خیزد که استاد پارسی صحبت کن.
پی و اچ و دی خود را از فرنگ اکتساب نموده بی ذکر نام عالی مکتب(دانشگاه).
گاه با الفاظ چونان جان گولر در می آورد که دانشپویان را حال سخت خوش آمده و نعره ها میزنند.
هم نشین من جوانی است بذله گو از مردمانی که در میان دو آب می زیند.گاه تا نهایت موت خنده بر لبان ما نشانده و ما را سخت در مضیق می نهد.
عده ای از دانشپویان مضیق را بر نتابیده بانگ خنده بر می اورند و چون این خنده بعد از آن نعره هاست استاد را حال نیکو نیامده و دانشپوی بدون لیاقت را از دخمه به بیرون هدایت می کند.
حال که نیسان نزدیک است من تازه فهمیده ام که هنوز هیچ چیز از فیزیک نفهمیده و عمری را به بی بارگی گذرانده ام!
امید آن دارم که ابن نوشته را قبول واقع آید و مریدان را شوق رسد بسیار.
Tuesday, April 04, 2006
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
3 comments:
و هاکذا که این خراب را مرید و مرشد خرابان نامندیدند.
باشد که دیگران نیز او را بدین صفت شمارند.
آری چنین نبوده چنین نیز نخواهد ماند
اونقدر باحاله که ترجیح میدم چیزی نگم =D> ;)
Post a Comment