Tuesday, April 04, 2006

قسمت دوم ساعاتی چند در خرابات

ساعاتی چند در خرابات (قسمت دوم)
باری.....
سیستم آموزشی خرابات مشتمل بر چند کلاس مسلسل است.بدین روی 8.5_10 10_11.5 11.5_1 2_3.5 و قص علی هذه
فی المثل یکی از کلاس ها را تشریح می نمایم تا شاید فرجی شود خوانندگان را
کلاس فیزیک 2
لازم به ذکر است فیزیک علمی است استوار بر باید ها و نباید ها یی از همه چیز (به عبارتی ته همه چیز) نه همه چیز که چیزهای خوب.
بعد از خروج از سلف سرویس (نهراسید حرف نا مربوطی نیست و آن یعنی غذا خور خانه) که خود قصه و چه بسا افسانه ای است هزار و دو شب با کسر یک!وارد اندرونی خرابات می شویم و دخمه 102 و استاد............
استاد فردی است با عجایب و کرامات بسیار. هفت شهر جهان را(از جمله فرنگ)در چشم به هم زدنی پیموده و بی صبرانه منتظر شهر هشتم است.
از اهالی ترکستان می نماید.پارسی را به کل عوض نموده و خویشتن خویش را زبانی ساخته که تنها خود به آن پارسی گوید.
چونان پر لهجه است که گاه از کلاس بانگ بر می خیزد که استاد پارسی صحبت کن.
پی و اچ و دی خود را از فرنگ اکتساب نموده بی ذکر نام عالی مکتب(دانشگاه).
گاه با الفاظ چونان جان گولر در می آورد که دانشپویان را حال سخت خوش آمده و نعره ها میزنند.
هم نشین من جوانی است بذله گو از مردمانی که در میان دو آب می زیند.گاه تا نهایت موت خنده بر لبان ما نشانده و ما را سخت در مضیق می نهد.
عده ای از دانشپویان مضیق را بر نتابیده بانگ خنده بر می اورند و چون این خنده بعد از آن نعره هاست استاد را حال نیکو نیامده و دانشپوی بدون لیاقت را از دخمه به بیرون هدایت می کند.
حال که نیسان نزدیک است من تازه فهمیده ام که هنوز هیچ چیز از فیزیک نفهمیده و عمری را به بی بارگی گذرانده ام!
امید آن دارم که ابن نوشته را قبول واقع آید و مریدان را شوق رسد بسیار.

3 comments:

Anonymous said...

و هاکذا که این خراب را مرید و مرشد خرابان نامندیدند.
باشد که دیگران نیز او را بدین صفت شمارند.

نهال حیرت said...

آری چنین نبوده چنین نیز نخواهد ماند

Anonymous said...

اونقدر باحاله که ترجیح میدم چیزی نگم =D> ;)