… از شیخ خویش شنیدم که از شیخش روایت نمودی که شیخ وی نیز چنین می گفت ! به روز شنبه , نیمه الربیع الثانی مریدان شیخ ما جمع همی ¬گردیدند , وز بهر روزگار و ضعیفگان کوته پاچه (شلوار برمودایی) شکایات بسیار به یکدیگر بردندی همی .
ثالت الیوم بگذشت و شکیب به قحط آمد , زین جهت ساعتی نعره سر بدادند و به خانقاه شیخ همی فرود بیامدند.
حالیا یکی از مریدان بانگ در داد که : ای شیخ , خداوند تو را شاد کناد ! دراز مدتی ست که در بلاد ما ضعفگان گرافیک بالا , کوته پاچه همی پوشند و زین البسه بسیار بر تن همی کنند . ز مذمت آن ندایی ده , باشد که ضعیفگان کوته پاچه بر تن همی نکنند .
شیخ لمحه ای در تفکر مستغرق بگشت و همی نعره سر بداد که : خموش ! در کوته پاچه فواید کبیر نهفته باشدی شمایان ندانید و در مذمتش هیچ مگویم ؛ من چنین کنم , شمایان نیز چنین کنید ؛ باشد که رستگار همی شوید !
مریدان را فک ضایل بگشتی . در زمان بانگ سر بدادندی که این شیخ : فواید کبیره بر ما , بر همی شمار .
باری علی ای حال شیخ ندا همی داد که زان زمان که ضعیفگان کوته پاچه برپوشند , پسران به پایین بنگرند و سر به زیر گردند بهکذا …
به کتابت خواجه صابر صحیح الحال
Saturday, May 27, 2006
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
1 comment:
khaje che nik revayat nemudi ke magar an khezre mobarak pey dar ayad ke in ketabat nakhanad o naare ha bar nayavarad!
Post a Comment