میرزا ظفر الدین شاعری بود بس شهره خاص و عام.
روزی هنگامی که خسبیده بود در عوالم خواب به کلش زد که دیوانی بسازد به کل تهی از معنی. که هم ملت را فکر بر آن باشد که طرف خاص است و هم سیم و زری از حاکم بستاند.
الیوم الموعود میرزا پیش حاکم رفته فکر خود به او عرضه داشت و چون حاکم اصولا از جان گولر بازی نیک خوشش می آمد در دم پذیرفته و لیک شرطی بر آن گذاشت.
شرط این گونه بود که دیوان بعد از پابلیش توسط جمعی از آقایان فرزانه و بزرگوار بررسی شده و به ازای هر بیت با معنی آن یک دندان میرزا کنده و به سرش کوفته شودا!.
باری میرزا قبول نموده و مشغول به فعل سرودن گردید.
میرزا در این کار از آخرین متد های ... شعر گویی و نهایت اراجیف ممکنه استفاده نمود تا دیوان به پایان رسید.
اما چه سود که فرزانگان پیروزی میرزا را بر نتافته و در دیوانش سه بیت با معنی یافتند. پس سه دندان او کشیده بر سرش کوفتند!.
و اما آن سه بیت با معنی:
اگر عاقلی بخیه بر مو نزن!
بجز پنبه بر نعل آهو مزن!
سوی مطبخ افکن ره کوچه را!
منه در بغل آش آلوچه را!!
که نعل از تحمل مربا شود!
به صبر آسیا کهنه حلوا شود!!!!!
Sunday, July 02, 2006
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
1 comment:
سه بیت نبیده چهار تا بیده
یکیشم اینه
زافسار زنبور و شلوار ببر
قفس می توان ساخت اما به صبر
Post a Comment