Tuesday, July 18, 2006

مکان!!

مکان: یک روستای خیالی و بسیار بسیار دور افتاده به نام قره زیگیل.

زمان: قدیم

میدان اصلی روستا در گرم ترین موقع روز:

یک حوض که تا نیمه پر آب بود. چند تا الاغ لاغر و مردنی اطراف پرسه میزدن.دور میدان یک درخت چند صد ساله که وسطش خالی شده بود. یک کافی شاپ با موزیک راک اند رول!. یک آغل قدیمی و کثیف. یک باشکاه یوگا و استپ و یک باشگاه بیلیارد قرار داشت.

کلا ده میدون یک دستی داشت.



از نمای دور خونه های ده مثل کلاه های پاپتی چند نفر بیکار بود که از نظر قدی با هم اختلاف فاحشی داشتند.

از دور گله مشهدی نوروز معلوم بود که با گرد و خاک خاصی به سمت میدون میومدن. وقتی گله به میدون رسید گوسفندای تشنه شروع کردن به آب خوردن.

مشهدی نوروز گیتار برقیشو که تو صحرا برای گوسفنداش میزد به کنار گذاشت و چپقشو چاق کرد و دود و مه غلیظی راه انداخت.

از طرف دیگیه میدون ظفرعلی دوان دوان خودشو به میدون رسوند و رفت بالای سکوی استخر و شروع کرد به داد زدن.

وقتی ظفرعلی داد زد آب پرید تو گلوی یکی از گوسفندا پس گوسفنده گفت: هوی گوسفند چرا داد میزنی؟

ظفرعلی این جسارتو نشنیده گرفت و دوباره داد زد: هووووووووی هوووووووی ملت قره زیگیل بیایین که فنا شدم و از این حرفا.

کدخدا که اتاقش مشرف به میدون بود دستگاه دو ثابتشو خاموش کرد و از پنجره داد زد: چته ظفرعلی مگه آمپلی فایر قورت دادی؟

ظفرعلی گفت:کدخدا به مردم اس ام اس بزن که بیان میدون.

اما اس ام اس لازم نبود همه ملت ریختن میدون. مردم قره زیگیل کلا مردم خیلی باحال و ساده دل و بهداشتی بودن!

مشهدی عماد که تازه نوکیا ( ان نود) خریده بود داشت اونو به مشهدی کریم نشون میداد.

مشهدی بابا به خاطر مرگ سید برت سیاه پوشیده بود.

عسگر خان که داشت سیستم او داون گوش میداد به طرز فجیعی هد میزد و بعضی وقتا خیلی آروم میگفت: وای وای؟



ظفرعلی: آهای مردم بدبخت شدم.

مردم: چرا؟ چرا؟

ظفرعلی: وبلاگم فیلتر شده.

مردم: چرا؟چرا؟

و ظفرعلی آهی از ته دل کشید و شروع به گریه کردن کرد.

مشهدی بابا گفت بیچاره ظفرعلی داره تلف میشه.

کدخدا گفت باید یه فکری بکنیم.

بقیه ملت با لحنی حماسی گفتن: اره باید یه فکری بکنیم!

بعد مشهدی بابا به ظفر علی گفت بیا بریم خونه ما تا ببینیم چی کار میشه کرد.

ساعت ها از خونه مشهدی بابا صدایی نمیومد تا اینکه طرفای شب ظفر علی با خوشحالی تمام دوید تو میدونو گفت: درست شد درست شد.

کدخدا پرسید چه طور و ملت پرسیدن: چه طور؟

ظفر علی گفت: نگو من تو پست آخرم نوشتم: سکسکه سیری چند سکه؟ و سیستم هوشمند فیلترینگ هم به اشتباه افتاده و.........

2 comments:

Anonymous said...

سوال کنکور : منظور از «مکان» در این متن چیست ؟
1- خانه ظفر علی
2- میدان اصلی روستا
3- مکان !!!!!!
4- سازمان دیتای کشور !!!



خواجه صابر صحیح الحال

نهال حیرت said...

منظور هیچ یک نیست

منظور خرابات مغان همی است