موبایلی داشتمی
که در آن اس ام اس ها زندانی!
مثل هر ایرانی
موبایلی داشتمی
گاهگاهی اس ام اسی مینوشتم به شما
که در آن زمزمه جرعه نابی مخفی!
آه ای سخت سپید ای سنگ توالت!
چه قدر تو سنگ دلی
لا اقل پیراهن یارم را به من بازگردان.
چه غباری دل تو را گرفته است!
که با بارش مدام سیفون هم دل تو وا نمیشود.
اما این بدان
من سخت ایستاده ام
چون کوه وتا موبایلموندی
مرا خواب آرام حرام است.
و این طوری شد که توی یه روز گرم تابستون :
آپاردی سلر موبایلی.......
خود ماجرا رو به دلایل اخلاقی نمیشه توضیح داد ولی دیگه باید متوجه شده باشین که آره دیگه!
نتایج اخلاقی:
1: به هیچ وجه من الوجوه مولایلتونو توی جیب پیراهن نزارین.
2: اصلا مگه فلان جا جای موبایل بردنه تازه به دوران رسیده!
3: کیست مرا یاری کند چون از طرف خانواده به پاس20 سال بی احتیاطی تحریم مالی شدم.
4: الانم میرم موبایلو بدم تعمیراتی پس منو موبایلمو دعا کنین.
5: همین بود حرفم تموم شد قطع کن دیگه!!!!!
Saturday, August 12, 2006
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
No comments:
Post a Comment