به دلایل موجهی رفته بودم داروخانه.
به همون دلایل موجه دائم داشتم حرکات موزون انجام میدادم. جلوم یه
آقای متشخصی وایستاده بود که نوبتش برسه. از قضا اونم داشت یه
سری حرکات موزون اما پیشرفته تر از من انجام میداد
وقتی نوبتش رسید به دکتره گفت آقای دکتر یه دونه شربت لوراتادین بدین.
تا اینجای کار به غیر از اون حرکات موزون هیچ چیز عجیبی وجود نداشت.
البته اون طرف پیش خون یه معتاده داشت میگفت:
داداش حالا یه بشته دیاشپام که نشخه نمی خاد.
خلاصه نوبت رسید به همون آقای متشخص که جلوی من وایستاده بود. دکتر بهش گفت دو جور لوراتادین داریم کدومو بدم؟
آقاهه گفت: همون که مثل ماست صورتیه!!!!!!!!!!!!!!!!!
جمله بالا رو دوباره بخونین و تصور کنین اگه حتی تصور کردنش سخته.
تمام این مدت به این فکر میکردم که یا طرف چند تا آی سی ش سوخته یا من کلا شوتم و اون چیزی که تا حالا به عنوان ماست میخوردم در اصل گریپ فروت بوده.
یا اصلا تقصیر اون دکتر داروخونس که نباید میگفت لوراتادین دو جوره که اون آقاهه بگه اونی که مثل ماست صورتیه که من فکر کنم اون چیزی که تا حالا به عنوان ماست میخوردم در اصل گیریپ فروت بوده و قص الی هذه.
پا ورقی:
1: شربت لوراتادین برای درمان خارش های کشنده و برای مکان های خاصی از بدن به کار میره( دیکه از این مودب تر تو لغت نامه هم پیدا نمیشه)
2: به پنج نفری که بگن دلیل موجه من برای رفتن به داروخونه چی بوده پنج کلید طلایی پنج مهد کودک اهدا خواهد شد.
3: این جانب شخصا به کسی که حاضر بشه به جای من امتحان ریاضی 2 رو پاس کنه 55 بسته پوفه اهدا خواهم نمود.
Wednesday, August 16, 2006
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
No comments:
Post a Comment