زاهد ظاهر پرست از حال ما آگاه نیست در حق ما هر چه گوید جای هیچ اکراه نیست
در طریقت هر چه پیش سالک آید خیر اوست در صراط مستقیم ای دل کسی گمراه نیست
تا چه بازی رخ نماید بیدقی خواهیم ساخت عرصه شطرنج رندان را مجال شاه نیست
این چه استغناست یارب وین چه قادر حکمت است کاین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست
بر در میخانه رفتن کار یک رنگان بود خود فروشان را به کوی می فروشان راه...
بنده پیر خراباتم که لطفش دایم است ور نه لطف شیخ و زاهد گاه هست و گاه ..
حافظ ار بر صدر ننشیند ز عالی مشربی است عاشق دردی کش اندر بند مال و جاه ..
Thursday, September 21, 2006
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
No comments:
Post a Comment