Monday, April 02, 2007

گذشتگان

شیخ ما در پی مکاشفات بسیار خود در شجره خویش به اوراق ارزنده ای از اجدادش دست همی بیافت. اما افسوس که آن اوراق بر سبل نظم نبوزا!
دیسکو گرافی جد پانزدهم ما میرزا میکائیل خان مشاهب: میرزا میکائیل به سال یکهزار و یکصد و نه ده و چهار در خانواده ای سلطنتی چشم به جهان گشود. پدرش تقی خان مشاهب السلطنه آفتابه دار شاه بود و مادرش تاج سلطان در دربار برای شخص سلطان زغال داغ می نمود.
میکائیل از همان عنفوان کودکی از خویشان خویش شرم می نمود.
پس با هوش و ذکاوت ذاتی خویش و در سن هجده سالگی به مقام والایی برسید. در بیست و پنج سالگی و در پی یک کودتای نظامی قدرت در دست بگرفت و گردن شاه از تن جدا بکرد.
شاه جوان دارای فتوحات زیادی بود. همچنین رغبتی به نسوان نداشت و هیچ گاه خاندان تشکیل نداد.
گویند چونان اخمو بوده که کمتر کسی چشمانش را از پس ابروانش را دیده بود.
در آخر و به سال یک هزار و یک صد و دو ده و چهار وبه سن سی در اثر خوردن ماهی و پریدن استخوان در گلوی مبارک دچار فوت شد. قبر او در جایی همان نزدیکی موجود است.


در زیر صفحهای از دست نوشته های وی که سیخ ما با مرارت آن را بیافته است می خوانید

امروز پنجشنبه 27 صفر 1217 هجری قمری است. صبح هنگام و در بستر خویش دردی جانکاه ما را عارض شد. برای ساعتی در بستر بماندیم اما آن بهتر نشد. مشیرخان را بگفتیم از نیشابور برایمان طبیب احضار کند پس مشیرخان آن بکرد.
قشونی را به بادرنج بویه فرستاده بودیم.امروز جبر بیامد که اسبهاشان در اثر انحراف به چپ و خواب آلوده گی شاخ به شاخ به فیل های دشمن زده اند و سواران جملگی در زیر پای فیلان له شده اند.
بر هر چه اسب و استر بود فحش ناموس بدادیم. همچنین مقرر شد تعدادی فیل را به هر قیمت تهیه نماییم.

No comments: