Monday, June 30, 2008

روزنوشت های سالی یک بار

آقا دیروزم که آلمان کل یوم تعطیل
فکر کن که به اسپانیا ببازی و هنوز سوت پایان رو یارو داوره نزده این آقای صابر با اس ام اس دهنتو مورد لطف قرار بده

اومدیم تخمه و اینا خریدیم ولی چه سود

و اینا

امتحانا رو هم همش بیست یا دیگه فوقش نوزده ونیم میشم

گفتم که حد اقل به خودم یاد آوری کرده باشم

سایلنت بودم یه مدت کل یوم

No comments: