Friday, September 26, 2008

پيرمرد

پير مرد روزهايي را به ياد مي آورد كه چاه توالت دقيقا زير سنگ توالت قرار داشت

از بچگي ترس بيمار گونه اي از سوراخ توالت داشت پيرمرد

احساس عميقي كه الان دستي يا ماري  از  سوراخ در مياد و ميكشه تو پيرمرد را!

هميشه يبوست داشت و به ندرت ميريد

پير مرد هميشه ايستاده ميشاشيد

No comments: