پير مرد روزهايي را به ياد مي آورد كه چاه توالت دقيقا زير سنگ توالت قرار داشت
از بچگي ترس بيمار گونه اي از سوراخ توالت داشت پيرمرد
احساس عميقي كه الان دستي يا ماري از سوراخ در مياد و ميكشه تو پيرمرد را!
هميشه يبوست داشت و به ندرت ميريد
پير مرد هميشه ايستاده ميشاشيد
No comments:
Post a Comment