Friday, July 31, 2009

پير مرد

پيرمرد جلوي خانه ام نشسته است
پيرمرد هميشه آنجاست
انگار پيرمرد هميشه تنهاست

پيرمرد گوشش نميشنود
گويي گوشش بدهكار هيچ صدايي نيست اصلا

پيرمرد زير لب ذكر گفت
من سلام دادم
نشنيد

و دوباره ذكر ميگفت
و دوباره هايي كه من سلام دادم و نشنيد

Monday, July 27, 2009

اصولا

اصولا تقصير و تقصير يابي و توي خيلي از موارد بي نتيجه و نا ممكن ه!

به ويژه توي دوستي يا روابط عاطفي

مقصر پيدا نميشه اگرم پيدا بشه هيچ يك از طرفين رابطه دوست ندارن كه اشاره اي بكنن!

Thursday, July 23, 2009

فرهاد

فرهاد هنرمند و مجسمه ساز
فرهاد نماينده ي آدم هاي كمي تو تاريخ بوده
انسان هاي كمي فرهاد بوده اند و فرهاد وار زندگي كرده اند

فرهاد هنرمند و مجسمه ساز
فرهاد عاشق

فرهاد و خون دل

و فرهاد هاي ناشناس امروز

و اين كلون درد
و اين زندگي

Wednesday, July 15, 2009

سقوط

امروز يك هواپيما سقوط كرد
هم وطنان من كشته شده اند
شايد وقتي خواب بودند
شايد وقتي به عشق خود فكر ميكردند
شايد وقتي دست به دعا برداشته بودند

دردناك اينكه ملي پوشان نوجوان هم در آن اربه ي مرگ بودند
انگار  صحنه هاي ذوق و شوق فراوان آنها براي رفتن به خارج از كشور جلوي چشمم است و يك لحظه آرامم نميگذارد
اين بغض خفه كننده كمرم را خم كرده

وقتي تصاوير لباس ورزشكاريشان را ديدم ويران شدم و گريه امانم بريد