Monday, August 31, 2009

خوندمش

متنتو خوندم عزيز

با بغض خوندمش

با كلمه هاي تكان دهنده اي كه تكونم داد

با نگراني هايي كه امونم رو بريد

خوندمش و باز هم خوندمش

ميخواستم بگم كه

اينجا براي از تو نوشتن مرا كم است
دنيا براي از تو نوشتن مرا كم است

Tuesday, August 25, 2009

نگاه كن!

نگاه كن عزيز
خوب نگاه كن
نگاه کن که غم درون دیده ام
چگونه قطره قطره آب می شود
چگونه سایه سیاه سرکشم
اسیر دست آفتاب می شود

خوب نگاه كن

ا خون رو ببين
برو كنار دست نزن به تن پاكش
ونيالاي خون زلالش رو

اين خون جاري كه گلگون كرده كف آسفالت دلم رو همش مال لاله هاست
همش و همش مال لاله هاست

Thursday, August 13, 2009

خوبي

يه تعداد هستن كه خوبي ميكنن براي اينكه منتظر جبران خوبي هستن از طرف مقابلشون.تو منطق اين افراد خوبي كردن مساوي است با جبران خوبي

اين افراد وقتي احساس كنن كه خيلي ميفهمن و خيلي با تجربه شدن با نصيحت كردن بچه هاشون يا هر كس ديگهاي اين طور نتيجه ميگيرن كه: بشكنه اين دست كه نمك نداره!

عده ي قليل ديگه اي پيدا ميشن كه خوبي ميكنن چون خود خوبي كردن ارضاشون ميكنه يا چه ميدونم شايد كرم خوبي كردن دارن.

البته بنابه رسم مسخره نوشتن و استدلال هاي آبكي هميشه دسته سومي هم هستن كه وسط اين دو تا دسته قرار ميگيرن.يعني كلا هميشه يه تعدادي هستن كه وسط همه چيز قرار ميگيرن

والسلام