Sunday, September 28, 2008

اصل اعتقادي عميق

اصل اعتقادي من  و اصولا نوع نگاهم به دنيا بر مبناي اصل خنده داريه

بر اين اساس همه ي ما خنده داريم و مضحك بودن پديده اي جهان شموله

توضيح: اين اصل هيچ استثنايي نداره

Friday, September 26, 2008

پيرمرد

پير مرد روزهايي را به ياد مي آورد كه چاه توالت دقيقا زير سنگ توالت قرار داشت

از بچگي ترس بيمار گونه اي از سوراخ توالت داشت پيرمرد

احساس عميقي كه الان دستي يا ماري  از  سوراخ در مياد و ميكشه تو پيرمرد را!

هميشه يبوست داشت و به ندرت ميريد

پير مرد هميشه ايستاده ميشاشيد

Wednesday, September 24, 2008

شعور گوسفندي

مراقبان اجراي بند يك

مراقبان به مخزن مراجعه كنيد

مراقبان اجراي بند بيست

مراقبان اجراي بند كوفتي پونصد

درآخر مراقبان لطفا داوطلبان را گوسفند گونه به دانشگاه راهنمايي كنيد

دانشگاه انسان را بيشعور بار مي آره .
تو بايد خودت تلاش كني كه تو اين كلون نفهمي قاطي نشي

بيچاره كسي كه ورودي باشه و اينا حاليش نباشه

Tuesday, September 23, 2008

لحظه ي ناب

ديدي بازم هري دلم ريخت تو دلم كوچولو!

با اينكه اينكه تمام دكترا و روان شناسا توصيه اكيد كردن كه ديگه هيچ وقت هري دلم نريزه!!

ولي چه سود

آدميزاده ديگه يهو ميبيني دلش هري ريخت

بزار مشكل قلبيو مشكل عصبيم بره پي كارش!

Monday, September 22, 2008

نگاهي از ديگر سو

مولانا از بزرگان شعر و حكمت فارسي است.

اينو كه همه ميدونيم و گفتن اون جمله ي بالايي اصلا محلي از اعراب نداشت

امروز ميخام كتابي معرفي كنم به نام كيميا خاتون نوشته خانوم سعيده قدس

در واقع اين كتاب بر اساس مطالعات مفصل خانوم نويسنده روي جنبه هاي شخصي اين اسطوره هنر ايراني انجام داده.

قصه قصه ي كيميا خاتون دختر خوانده ي مولاناس كه در نهايت هم همسر شمس تبريزي ميشه!!

فكر كنم همين يه جمله ژن هاي نهفته ي همه دوستان رو براي خوندن اين كتاب بر انگيزه

برين بخرين بخونين.

حالا كه اين پست رو مينويسم نميدونم كيميا خاتون رو دست كي امانت دادم و از اين لحاظ دهانم سرويسه.
كلا توصيه ميكنم كتاب امانت ندين.اگر هم امانت دادين لااقل چكي سفته اي كوفتي بگيرين تا دهان شما سالم و همچنان قابل استفاده باشد

Sunday, September 21, 2008

تاتي تاتي

كوچولوي تپل بگو تاتي تاي

 بگو بگو آفرين بگو تاتي تاتي

:فاطي فاطي هويجو كلم قروقاطي

Saturday, September 20, 2008

تجربه

يه چند صباحي من تصميم گرفتم آدم نرمال و شاد و خرم و جست و چابكي باشم

در واقع خواستم تجربه كنم كه خود اين تجربه كردن براي من خيلي با ارزشه

ولي از اونجايي كه هميشه تجربه ها جواب خوبي نميدن

نتونستم اونجوري باشم يعني نشد

اگه شما اعصاب منو به شكل يك منحني سينوسي در نظر بگيرين من الان دقيقا روي نقطه سه پي دومم

نشد ديگه !

همين

Wednesday, September 17, 2008

آشتي

اصولا من علي شهابي آدميه كه يد طولايي در آشتي دادن افراد مختلف داره

اين حقيقت براي اونايي كه منو از نزديك ميشناسن كاملا غير منتظرس(به تضاد موجود توي جمله توجه نكنين.من كلا آدم متضادي هستم!!)

بنابه تجربه شخصي خيلي از دوستي ها نه به خاطر اختلاف سليقه اساسي بلكه به خاطر يك لحظه عصبانيت آني به هم ميخورن.

اين روزا ذهن منم مشغول همين نكتس!

احساس ميكنم يه عصبانيت آني باعث شده يكي از بهترين دوستامو از دست بدم.البته كاملا مطمئن نيستم ولي به هر حال.

من اعتراف ميكنم

و صادقانه هم اعتراف ميكنم

عصباني شدم
عصباني شدم و ريدم توي دوستيم

همين

Tuesday, September 16, 2008

متكا

متكاي من بوي عطر زنانه ميده
هر چي هم فكر ميكنم نميدونم اين بو از كجا اومده.

اصولا اين اواخر بالاي 16 ساعت تو روز كه خوابم ميمونه 8 ساعت كه اونم تو اتاقم پلاسم!

حالا تو اين بي سر و ساماني كي اومده متكاي منو برداشته تبديل شده به سوال اساسي جهان شناسي من!

ديشب كلا نخوابيدم!

داشتم فكر ميكردم و سناريوهاي مختلفو چك ميكردم!

حيف كه اسلام زبان مارا بسته و الي تعدادي از سناريو ها رو ميگفتم.

توضيح اينكه انگار طرف كل متكا رو بغل كرده يا مثلا عمدا ورداشته متكا رو ماليده به تنش.

لا مصبو هر جاشو بو ميكشي بو ميده و اين مسئله رو بغرنج تر كرده!

Monday, September 15, 2008

ريچارد رايت

ريچارد رايت هم مرد.
بعد از مرگ اسطوره(سي برت) اين دومين ضربه مهلك به پيكر نحيف و از هم پاشيده ي پينك فلويد بود.

و همچنين خبري ناگهاني و هولناك كه زندگي معموليه كوفتي منو از يكنواختي درآورد!

ريچارد رايت سازنده ي چند تا از بهترين آهنگ هاي پينك فلويد از جمله ^كاش اين جا بودي^ و ^نيمه ي تاريك ماه^ بود.

حالا ريچارد ميتونه بگه
I have become comfortably numb

Sunday, September 14, 2008

پاك باخته

اگه زياد قمار كرده باشي حتما به يه مرحله اي رسيدي كه كل دارايي توباختي
 حتما پاك باخته شدي!
اين جور وقتا هميشه يه عده آدم بيشرف اون دور و اطراف وجود دارن كه تو ازشون پول قرض كني . قرض كردن همان و باختن پول قرضي همان.
 عشق اول هم همين طوريه.

عشق اول براي آداماي عجيب غريب  و آنرمالي مثل تو حتما مساويه با پاك باختگي.بعدشم كه بخاي عشق تازه اي از يكي ديگه قرض كني كل وجودتو ميبازي.
آره پسرم.
گفتگوي نيمه تمام پدر يكي از شخصيت هاي داستانم با پسرش

Saturday, September 13, 2008

روزه پروري

اصولا روزه داري شيريني هاي خودشو داره مثلا زولبيا و باميه!!!!

اما تلخي هاش بيشتره

تو فكر كن بشيني كافه گرافي و رستوران گرافي هاي مجله اينترنتي زيگزاگ رو در مورد غذاهاي بسيار خوشمزه و تپل مپل بخوني در حالي كه دهنت از گرسنگي در حال  آسفالت شدن باشه.

شيخ ما دخول در اين وادي مجنوني را دوست ميدارند مبسوط

لينكهاي مرتبط
http://www.zigzagmag.net/article/default.aspx/210
http://www.zigzagmag.net/article/default.aspx/28
http://www.zigzagmag.net/article/default.aspx/13
http://www.zigzagmag.net/article/default.aspx/178
http://www.zigzagmag.net/article/default.aspx/199

اين يكي خيلي ديدني يه!
http://www.zigzagmag.net/article/default.aspx/19

Thursday, September 11, 2008

دلتنگي هاي حقير

هاي تپل مپل ادبي!
دلتنگي هاي حقير
مثل روزه ي بي سحري
دقيقا مثل روزه ي بي سحري
دچار اصطكاك ذهن ميكند مرا 
و من همچنان گل واژه گوي گل واژه پرست.
توضيح: حتي كو چكترين شكي هم نكنيد كه اين اصلا يك شعرنيست . يعني اصولا اين حق رو بهتون نميدم